از مسجد حضرت عباس (ع) تا شورای اسلامی شهر مشهد

  • ارسال شده در تاریخ : 27 دی 1393
  • توسط: admin362
  • نظرات : 0
  • موضوع: سخنرانی

 

مسجد حضرت عباس(ع) یکی از مساجد کلیدی زمان جنگ بوده است که شما و برادران شمقدری هم در آنجا فعالیت می‌کردید. از فعالیت و برتری‌های مسجدتان بگویید.
با عقب‌نشینی فرودگاه‌ هاشمی‌نژاد، مسجد حضرت عباس(ع) ساخته شد. خانه خاله من نزدیک مسجد بود. زمان انقلاب با خانواده در تظاهرات شرکت می‌کردیم که یکی از بچه‌های مسجد ما نزدیک چهارراه گاراژ‌دارها به شهادت رسید. بعد‌از انقلاب این مسجد به‌خاطر وجود افرادی مثل برادران شمقدری شرایط ویژه‌ای پیدا کرد. امام‌جماعت آقای محرابی بود که خودش وسط می‌ایستاد و بچه‌ها را ورزش می‌داد.

 

نقطه عطف مسجد، تأسیس کتابخانه «بلال‌ حبشی» ازسوی شهید علی‌اکبر رضوی بود. نشریات پیام انقلاب‌، امید انقلاب و... را می‌آوردیم کتابخانه مسجد. آقای محرابی به‌عنوان اولین امام‌جمعه به درگز رفتند و پس‌از آن حاج‌آقای فرجام آمدند که نقش بسیار مؤثری در کادر‌سازی مسجد حضرت عباس داشتند. از سال‌٥٩ تا ٧٠ اتفاق‌های خوبی در بخش‌های مختلف مسجد افتاد. به آقای خالقیِ مستند‌ساز پیشنهاد دادم در‌راستای شعار مسجد‌محوری شورای چهارم برای چند مسجد مطرح مشهد که یکی از آن‌ها مسجد حضرت عباس است، فیلم مستند بسازد.
کتابخانه مسجد روز‌به‌روز بزرگ‌تر می‌شد و در کنار آن افراد رشد می‌کردند. رفته‌رفته گروه سرود کتابخانه بلال‌حبشی و سپس گروه تئاتر شکل می‌گرفت. شهید رضا شمقدری تابلو شماره٢ مسجد را در مغازه داشت. منافقان خیلی از آن تابلو وحشت داشتند، چند بار تهدید کرده بودند و در‌نهایت به ضرب گلوله او را به شهادت رساندند.
در همان روزها حلقه‌های علمی در مسجد شکل می‌گیرد. اگر کسی درسش ضعیف بود به خانواده‌اش اطلاع می‌دادیم. حلقه‌های درس تشکیل می‌دادیم و هرکسی از هر درسی که می‌دانست به بقیه هم یاد می‌داد. همه پایگاه‌ها سه شب گشت می‌دادند و مسجد ما یک شب در هفته؛ چون می‌گفتیم کارهای دیگری مثل درس‌خواندن هم داریم.
چرا مساجد یا حتی همان مسجد حضرت عباس(ع) دیگر آن زایش را ندارند؟ و اگر بخواهند به این مسجد‌محوری که شورای چهارم عَلَم آن‌را بلند کرده است، بپردازند نکات کلیدی آن چیست؟
مسجد حضرت عباس(ع) و بقیه سعی داشتند با نگاه به آینده، به‌روز باشند.
کارگروه فرهنگی مسجد راه‌اندازی شد و اولین مسئولش شهید مهدی شمقدری بود. جنگ که تمام شد، گفتیم بسیج را باید تقویت کنیم؛ زیرا امکانش بود بعد‌از جنگ، بسیج به حاشیه برود. کارگروه فرهنگی منحل و همه‌چیز ذیل بسیج تعریف شد، اما به‌جای اینکه بگوییم «پایگاه شهید کامیاب» می‌گفتیم «پایگاه مسجد حضرت عباس(ع)»؛ چون معتقد بودیم نام مسجد برای ما هویت دارد؛ چراکه می‌خواستیم بچه‌ها در فراز‌و‌فرودهای سیاسی و اجتماعی هویت خودشان را گم نکنند.
تعجب نکنید ولی در زمان اصلاحات، عده‌ای از بچه‌ها در طیف دوم خرداد قرار گرفتند، اما چون فنداسیون بچه‌ها محکم بود خیالمان راحت بود. تحمل بچه‌ها را افزایش دادیم. وقتی به‌جای خوبی رسیدیم «یاران انقلاب» را راه‌اندازی کردیم. بچه‌ها را حفظ کردیم، اتفاق هایی افتاد که اگر در جاهای دیگر بیفتد نیروهایشان را از دست می‌دهند.
چه برنامه ای برای «مسجد‌محوری» دارید؟
اول اینکه این یک کار مردمی است و دولتی نمی‌تواند باشد. انقلاب خاستگاه مسجدی و مردمی دارد و چنانچه بخواهد به همان جایگاه برگردد باید به مسجد برگردد؛ چون مسجد یک پایگاه ثابت است و همه‌چیزش متعلق به مردم است. در این بین، مرکز رسیدگی به امور مساجد هم کنترلِ کیفی می‌کند.
به نظر شما امور مساجد، تا الان مرکز موفقی بوده است که مساجد به این وضعیت درآمده‌اند؟
آن‌ها باید در کارشان بازنگری کنند. قانون برای ما جایگاه مدیریت شهری را تعریف کرده است و منحصر به شهرداری نیستیم. الان شورای شهر وظیفه مدیریت شهری را دارد. براساس همین، باید راهبرد تعریف کنیم و به عرصه اجرا وارد شویم و الگو باید همان الگوی جهاد و دفاع مقدس باشد.
شورا باید درراستای مسجدمحوری در سال اول ظرفیت‌سازی می‌کرد. آیا چنین اتفاقی افتاده است؟ الان این ساز‌وکار کجاست؟
قدم اول، چشم‌انداز بود که تعریف شد. قدم دوم، تنظیم سیاست‌ها برای ابلاغ به شهرداری بود. روح حاکم بر تمام سیاست‌های فرهنگی شهری، مسجد‌محوری است.
تعدادی از مدیران شهری گفتند ما همان سیاست‌های قبلی‌مان را ذیل این سیاست‌ها داریم بازتعریف می‌کنیم. بعضی مدیران زرنگ هستند و بعضا با همان تعبیر انعطاف‌بر‌انگیز، همان کار‌های قبلی‌شان را به‌نام سیاست‌های جدید مطرح می‌کنند. از کجا می‌دانید مسجد‌محوری اتفاق می‌افتد؟ اگر قرار است مسجد‌محوری اتفاق بیفتد ما با این فرهنگ‌سراها باید چکار کنیم؟
پیشنهاد من این است که به مدل دفاع مقدس برگردیم. این مدل را یک‌بار از مسجد به خط‌مقدم و باری دیگر از خط‌مقدم به مسجد بررسی کنیم.
تطبیق آن شرایط با شرایط فعلی را چه کسی باید انجام دهد؟ ما الان جبهه‌ای نمی‌بینیم؟ کارها جبهه‌ای نیست الان!
خب باید جبهه ایجاد کنیم. «مدیریت جهادی» که رهبری می‌گویند با «اتاق مدیرکل» جور درنمی‌آید. گفته بودم شهردار منطقه باید در خیابان‌ها سینه‌خیز برود تا جزئیات آسفالت و... را ببیند. اگر فقط بخواهد در خودرو حرکت کند، مشکلات را نمی‌بیند.
روحیه جهادی، از یک دانه گندم نمی‌گذرد. مدیریت جهادی یعنی از حقوق اضافه‌کاری حرفی نزنی. وقتی ما سقف حقوق مدیران شهرداری را ٥میلیون تومان اعلام کردیم، رنگ بعضی‌ها پرید.
این موضوع اجرایی شده است؟ چون تفریغ بودجه خیلی خوب انجام نمی‌شود.
مصوبه است و یکی از خصوصیات شورای چهارم کار کارشناسی‌کردن است و آن مستلزم این است که ببینیم شورا چقدر وقت می‌گذارد و دقت می‌کند.
الان اعضای شورا چقدر برای امور شهر وقت می‌گذارند؟ گاهی یکی از اعضا، استاد دانشگاه بوده و معاونت جایی دیگر را پذیرفته است و چند کار اجرایی را هم‌زمان انجام می‌دهد. شما هم چند مسئولیت را در شورا به صورت هم‌زمان دارید، در کارگروه مبارزه با مواد مخدر هستید، در تربیت‌بدنی هم شرکت می‌کنید، در کمیسیون حمل‌ و‌ نقل و ترافیک و فرهنگی و هیئت‌رئیسه و... هم حضور دارید؛ این تعدد به کار ضربه نمی‌زند؟
وقتی من مدیر رادیو شدم از تمام مسئولیت‌های بیرونی‌ام استعفا دادم؛ رئیس هیئت‌امنای مسجد و مسئول هیئت دوچرخه‌‌سواری و حتی دانشجوی فوق‌لیسانس بودم که ازهمه انصراف دادم؛ زیرا رهبری گفته بودند کسانی که در صداوسیما مسئولیت دارند، بدانند که اولین و مهم‌ترین کاری که باید انجام دهند، همان وظیفه‌ای است که در آنجا دارند. اتفاقا صداوسیما می‌گوید درس بخوانید، در حین خدمت. به چه ارزشی؟ ظلم به جامعه؟ و...
مدیریت رسانه؛ یعنی ٢٤ساعته در خدمت رسانه...
از دو منظر باید عملکرد اعضای شورا را بررسی کنید؛ بخشی کمّی و بخشی دیگر کیفی است. گاهی یکی از اعضا در یکی از بزنگاه‌ها آن‌قدر اثربخش است که تاثیرگذاری‌اش از شاخص کمّی چند‌ماهه فراتر می‌رود. ارزیابی را باید در صحن علنی و غیر‌علنی رسمی و کمیسیون مرتبط انجام داد.
برنامه‌های راهبردی را صاحبان اندیشه ارائه می‌کنند. اگر شورای ما درک کند در چنین جایگاهی قرار دارد، به‌راحتی مدیریت یکپارچه شهری محقق می‌شود. مشهد با تمام شهرها در نوع مدیریت تفاوت دارد آن‌هم به‌خاطر پایتخت‌معنوی‌بودن آن است که سالانه یک‌ میلیون زائر خارجی و ٢٥‌میلیون زائر داخلی دارد.
راهبردها باید در مصادیق و سر سفره مردم خودش را نشان بدهد. باتوجه‌به اینکه در «شورای حجم شهرداری» هم عضویت دارید، یکی از موضوعاتی که جنجالی هم هست که در این چند سال ذائقه مردم را عادت داده است، مسئله اِلمان‌هاست. موضع ایجابی شما در برخورد با این موضوع و موارد مشابه چیست؟
بازگشت ما به هنر، از دیدگاه اسلام ناب است. پیام امام(ره) در شهریور‌٦٧ تصریح می‌کند، فقط هنری پذیرفته اسلام است که صیقل‌دهنده اسلام ناب محمدی، اسلام ائمه هدی، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه‌خوردگان و... باشد.
همین‌جاست که می‌خواهم بروم روی مین. هنری را که چند نفر مرفه بی‌درد بپسندند نمی‌خواهم. جنگ نرم ذائقه‌ها را تغییر می‌دهد و الان دارند تلاش می‌کنند تا در همان مدل، ذائقه‌ها را نگه دارند. باید دید ذائقه مبتنی‌بر فطرت از ما چه می‌خواهد؟ زمان انقلاب گاهی یک تله‌تئاتر بساط مارکسیسم و کمونیسم را جمع می‌کرد. حتی در حل مشکلات شهری مثل ترافیک، انیمیشن تا حد زیادی توانست این مشکل را حل کند.
فرهنگ‌سراها باید برای هر عملیاتی که در مسجد می‌خواهد اتفاق بیفتد، ستادهای فرماندهی پشتیبانی محلی باشند. نباید در فرهنگ‌سرا کلاس راه انداخت و نمایشگاه برپا شود. ما سعی داریم با همین مسجد‌محوری فرهنگ‌سراها را به این سمت هدایت کنیم.
ولی الان فرهنگ‌سراهای تخصصی داریم که اجرا هم به آن‌ها سپرده شده است و این با چیزی که شما می‌گویید فاصله دارد.
اشکالاتش را هم دیدید دیگر... . ما هنوز اول راه و در مرحله آسیب‌شناسی هستیم. از شهریور، یک روال اجرایی‌تر را برای رسیدن به آن چشم‌انداز‌ها در پیش رو داریم. ما باید در جنبه‌های مختلف اعتمادسازی بکنیم.
بالاخره همین تغییر ذائقه‌ها نشانه تاثیر مدیریت فرهنگی و هنری شهرداری است؛ یعنی این موضوع با هر گستره‌ای از هنرمند و با هر نگاه، جمع نمی‌شود. ما نمی‌توانیم خیلی روشن‌فکر‌انه با همه نگاه‌ها کنار بیاییم.
بیشتر هنرمندان ما متعهد هستند و ظرفیت این را دارند که در این قالب قرار بگیرند. بسیاری از همین هنرمندان مشهدی چون در اینجا شرایط کار مهیا نبوده است، به تهران رفته‌اند. به‌عبارتی می‌شود گفت همه بچه‌های مشهد در حوزه هنری تهران جمع‌ هستند.
چرا مدیریت مشهد توان جذب نیروهای حزب‌اللهی را ندارد؟ از قدیم با خیلی از جریان‌های روشن‌فکری هنری مشهد ارتباط داشتیم، اما بیشتر متخصصان فرهنگی هنری حزب‌اللهی با مدیریت شهری مشکل داشتند؛ چرا؟
مدیران شهری تحت تاثیر هنرمندان قرار گرفتند و دوم اینکه هنرمندان نگاهشان به‌سمت مدیران برگشت. اگر در چارچوب نگاه امام(ره) به هنر، رابطه بین مدیران و هنرمندان ما تعریف می‌شد بسیاری از مشکلات ما حل بود.
هنرمندان گاهی کارهای غیر‌مرتبط با مباحث مدیریت شهری انجام می‌دهند.
این ریل‌گذاری نباید انجام شود؟ مدیریت شهری موضوعات را مشخص کند و از همه بخواهند در آن موضوع کار کنند. کاری که در تهران برای حمل‌ و‌ نقل و ترافیک انجام شد؟
ما در مشهد موضوعات مختلف مثل حاشیه شهر و ترافیک و زائر و... را داریم؛ این‌ها همه مشمول شبکه مسائل ماست. هنرمند باید بداند مدیریت شهری صادق است و به تخصص احترام می‌گذارد.
با‌توجه‌به اینکه در صداوسیما هم بودید فکر نمی‌کنید در دوره قبل صداوسیمای خراسان نقش یک رپرتاژ آگهی را برای شهرداری بازی می‌کرد؟ یعنی مشکلات شهری و... در صداوسیما نشان داده نمی‌شد. عملا یک برنامه گزارش‌٥ بود که بعدا تبدیل شد به یک کبریت بی‌خطر.
قبول دارم و نظرسنجی‌ها هم این را تایید می‌کند. گزارش‌٥ پربیننده‌ترین برنامه ماست و این خیلی خوب نیست؛ چون برنامه‌های الف و ب خراسان‌رضوی باید بیشترین بیننده را داشته باشند. برای هماهنگی بیشتر و استفاده از این ظرفیت، جلسات کارگاهی به‌صورت مداوم درحال برگزاری است.
پیش‌نویس قرارداد شهرداری و صداوسیما هم در‌حال آماده‌سازی است. جلساتی را در سطح ریاست و معاونان سازمان داشتیم تا به یک برنامه مشارکتی و در‌عین‌حال نقاد برسیم. شخصا معتقدم نقد درون‌گفتمانی به نظام هیچ آسیبی به کشور نمی‌زند.
گفتیم از مسئول‌محوری در برنامه‌های مشارکتی جلوگیری کنید. مسئول در جایی باید دیده شود که بخواهد پاسخ‌گویی کند، نه اینکه گزارش کار بدهد.
شما با افزایش ٢٠درصد بلیت موافق بودید و می‌گفتید با عث کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری می‌شود، این هزینه را از مردم نگرفت. ما باید این موضوع را فرهنگ‌سازی کنیم؛ چراکه اگر دولت سال بعد بودجه ندهد، می‌خواهیم چکار کنیم؟
هزینه تمام‌شده برای هر تراکنش چقدر است؟ قانون چه تکلیفی را برای ما مشخص کرده است؟ حساب کردیم شد حدود ٨٠٠ تومان برای هر تراکنش و قانون می‌گوید شهروند، شهرداری و دولت هرکدام یک‌سوم هزینه را بپردازند. از طرفی قانون ما را مکلف به خصوصی‌سازی کرده است که در این بخش چون در اول راه هستیم باید یارانه بدهیم. در این میان، دولت سهمش را نمی‌دهد؛ ما باید چکار کنیم؟
از طرفی ما در مشهد جمعیت زائر را داریم که از اتوبوس استفاده می‌کند. حالا که مشهد این بار را به دوش می‌کشد، دست‌کم دولت باید سهم زائر را بدهد که آن‌را هم نمی‌دهد.
بحث این است که آیا این را از مردم باید بگیریم یا می‌شود از محل کاهش هزینه‌ها آن‌را جبران کرد؟
بهره‌وری موکول به عوامل ساختاری است. در حوزه منابع مدیریتی، منابع انسانی، منابع سرمایه‌ای، منابع هزینه‌ای و... است که باید اصلاح شود. ما هر چقدر بهره‌وری را افزایش دهیم، جایگزین سهم مردم می‌شود.
قبول دارید ما یک تغییر در اصل نگرش به تربیت‌بدنی داریم؟ ظاهرا در‌حال‌حاضر مدیریت شهری با ورزش‌های قهرمانی موافق نیستند و به ورزش‌های همگانی تمایل دارند.
ما از هر اقدامی که به امید، نشاط و شادابی و هویت‌بخشی تاریخی، انقلابی و اسلامی شهروندان کمک کند، به‌عنوان «شورای چهارم» استقبال می‌کنیم. ما جایی در ورزش قهرمانی ورود پیدا می‌کنیم که مزیت نسبی‌های ما را داشته باشد.
مثلا چند روز پیش بوستان «حجاب» بودیم و با رئیس هیئت دوچرخه‌سواری، زمین آنجا را بررسی می‌کردیم. تصمیماتی هم گرفتیم که منجر‌ شد، ستادی تشکیل دهیم و همایش و نشست تخصصی به‌نام «دوچرخه» برگزار کنیم. هر متخصصی هست بیاید صحبت کنیم تا به یک جمع‌بندی برسیم.
بحث اسکان ارزان‌قیمت نیز یکی دیگر از دغدغه‌های مشهد است. همایشی برگزار و با افراد مرتبط ارتباط گرفته شد. می‌خواهیم بدانیم الان کجای کار هستیم؟
فکر می‌کردیم همه متوجه شدند که وقتی رهبری می‌گویند «کار جهادی»؛ یعنی چه؟ عده‌ای کار جهادی‌شان این است که در قوانین اداری تسهیلات ایجاد کرده و مسیر را کوتاه کنند، بدون اینکه حق و حقوقات مردم و دولت ضایع شود. متاسفانه فرایند‌های اداری بسیار طولانی است. در اجرا هم این‌گونه است.
در جنگ، همه‌ کارها دست مردم بود و مسئولان فقط نقش واسطه داشتند. اگر مردم به‌درستی مشارکت داده شوند در بازه زمانی حداکثر ‌١٥ساله، می‌شود شهری نو و زیبا داشت.
الان قوانینی داریم که اگر فردی بخواهد خانه‌اش را نوسازی کند، بیچاره‌اش می‌کنیم؛ خب مطمئنا سمت این کار نمی‌آید؛ یعنی به‌جای ١٠٠نفر ١٠نفر می‌آیند. باید با تخفیفات مالی مردم را جذب کنیم و سپس الگوی معماری بدهیم و بخواهیم آن‌را اجرا کنند.
در مشهد، ما زائر‌سرا می‌خواهیم، نه هتل. وقتی سیاست‌گذاری کردیم برای ایجاد هتل، می‌شود گردشگری. با زائرسرا هزینه نیز کاهش پیدا می‌کند.
برای اسکان ارزان قیمت زمین شرکت نفت را که در نظر داشتیم، الان بلاتکلیف است و کارهایی که شهرداری و آستان‌قدس و... باید انجام می‌دادند، در‌حال پیگیری است. در همین مقدمات متاسفانه مشکل داریم.
روال تجاری‌سازی در مشهد را منطقی می‌دانید؟
وقتی نمی‌توانیم درآمد پایدار ایجاد کنیم، مجبوریم به‌سمت تجاری‌سازی پیش برویم. در این شرایط پارکینگ« پروما» در دوره قبل، در یک فرایند تبدیل به تجاری می‌شود. تجاری‌سازی مشهد و به‌خصوص تجاری‌های خطی، سم مهلک است.
آصفی را در شورا با برنامه های «راهبردی» می شناسند. کسی که صحبت ها و طرح هایش کلی و راهبردی است و معتقد است همه مدیران باید چنین تفکری داشته باشند. گفتگوی چند ساعته ما با وی از بعد افطار تا نیمه شب ادامه داشت.
پاسخ های آصفی بواسطه مسئولیت ها و تجربیات گوناگون می توانست کامل تراز این باشداما او همچنان با پاسخ های «راهبردی» سوالات ما را
جواب داد.
گفتگو: دکتر سعید شعرباف

درباره نویسنده : admin362

برای admin362 توضیحی وارد نشده است !

ارسال نظر

نظرات دیگران

در حال حاضر نظری ارسال نشده است ، اولین نفر باشید !